اگه یکی رو دیدی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی برمیگرده
و نگات میکنه بدون که براش مهمی !
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده
و با عجله میاد سمت تو بدون براش عزیزی !
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی برمیگرده
و نگات میکنه بدون واسش قشنگی !
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنی برمیگرده
و میاد باهات اشک میریزه بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه
حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته !
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش می کنی
فقط سکوت می کنه بدون دیوونته !
اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده
بدون که براش همه چی بودی !
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن
می ناله بدون که بدون تو می میره !
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید
پوشیده بدون که بدون تو مرده !
اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید
روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده
چه زیباست












چه زیباست به خاطر تو زیستن
و برای تو ماندن
و به پای تو سوختن
و چه تلخ و غم انگیز است
دوراز تو بودن
برای تو گریستن
و به عشق و دنیای تو نرسیدن 
ای کاش میدانستی بدون تو
و به دور از دستهای مهربانت
زندگی چه ناشکیباست















چه زیباست
چه زیباست کس را دوست داشتن
با او عشق را ساخت
چه زیباست برای کس سرودن
او را بعد از خدا ستودن
او را در قصه ها شاه کردن
او را در دل خویش جا کردن
چه زیباست با عشق زندگی را ساختن
عشق را یافتن و تا ابد با او ماندن
زندگي تفسير سه كلمه است :
خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش كردن ....
پس.... بخند .... ببخش ....
و فراموش كن



آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش
خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطي كه
تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند فكر
ك ن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه
چه زيباست بخند

هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...
ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي
شکست با لبه های تيزش دست اونی
که شکسته رو نبره

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ...
... و بعد ...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم .


دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم،
چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
هوای دلتنگی

در حوالی کلبه کوچک عشقمان
هوای دلتنگی تو به مشام می رسد . دلهره ای با من است
که دلتنگی تو را درونم می جوید
کلمه ای جز عشق نمی یابم برای تسکین آنچه
ازرده خاطرت کرده تمام دلتنگیهایت را به من بده
امشب می خواهم با یاد تو در کنار همه ی این دلتنگی ها این
لحظه ها را سر کنم ................
که آنچه ما را از عشق لبریز می کند همین بهانه های
ساده دلتنگی است که بار آن را در کنار هم به دوش می کشیم
دلم را آنگونه برایت ساخته ام که تا آخر عمر پناهگاه خستگی
دستانت باشد و حرفهای نا گفته چشمانت بزرگترین دلتنگی های قلبم
شود و باید صبوری کرد تا این لحظه های انتظار و دلتنگی به پایان
رسد تا من ...................
دلی دارم که دلداری ندارد

دلی دارم که دلداری ندارد
متاع من خریداری ندارد
کسی آگه ز سوز سینه ام نیست
مریض من پرستاری ندارد
نه دلداری، نه دلجویی، نه دلسوز
به کار من کسی کاری ندارد
دلم از درد تنهایی گرفته
مقیم شهر غم یاری ندارد
ز یاد دوستان رفته است نامم
کهن افسانه بازاری ندارد
ز ابر دوستی باران ندیدم
گل پژمرده گلکاری ندارد
ندارم قیدی و ، آزاده حالم
سر درویش دستاری ندارد
زف هَر بندم رها کردند و گفتند
که این دیوانه آزاری ندارد
بنازم بی نیازی را که جز عشق
کسی بر دوش من باری ندارد

ماه من

ماه من،غصه نخور زندگي جذر و مد داره 
دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره 
ماه من،غصه نخور همه که دشمن نميشن 
همه که ، پُر ترک مثل تو و من نميشن 
ماه من،غصه نخور مثل ماهام فراوونه 
خيلي کم پيدا ميشه کسي رو حرفش بمونه 
ماه من،غصه نخور گريه پناه آدماست 
تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماست 
زندگی سه چیز هست
زندگی سه چیز بیشتر نیست : 
1) به اجبار به دنیا آمدن 
2 ) با غم زیستن
3 ) با آرزو مردن 

حرفهای عاشقانه

رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی
ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي توفرستادم
وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد
جرج آلن می گوید: اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي
که ناگفته ميمانند، ميشکنند

هميشه تصور کن توي يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني پس مراقب باش به طرف
کسي سنگ نندازي چون اول دنياي خودتو مي شکني

تنهایی را دوست دارم
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا .........

انتظار

انتظار :
واژه ی غریبی است !!!
واژه ای که روزها و شایدم ماه هاست که با آن خو گرفتم
که چه است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو ، نمی دانم ؟
شاید که روزی بخوانند بر تو ، عشق مرا ...
نمی دانم روزی خواهی آمد ، نمی دانم ...
گریان نمی مانم ، خندانم
برای ورودت ای عشق
وقتی به یادت می افتم ، به یاد خاطراتت
نامه هایت را مرور می کنم یک بار ... نه ... بلکه صدها بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند ...
تنها می گوییم ، همیشه تو در قلب منی
می دانم که باز خواهی گشت ... می دانم
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی
به یاد او و تقدیم به او
به او بگوییــــــــــــــــــــــــــــد ...
قلبی پر از اندوه
می خواهم قلبم را از سینه ام خارج سازم
قلبی که پر از اندوه و خستگیست
اما چه کنم که این قلب سرآغاز یک دل دادگیست

به تو که
به تو که چنین سخت مرا آزردی...
تو که باران نگاهت همه را می بارد...
تو که امواج نگاهت همگان را سر ساحل وفا می خواند...
و من از دور تماشاگر بی نام و نشانی هستم...
به تو می اندیشم!
به همان لحظه که گفتم : بی تو در خانه غم میمیرم...
امشبی را به من آرامش ده...
و تو خندیدی که نه جانم...
بین ما فاصله هاست...
و من عادت کردم در شب سرد دلم به تو اندیشه کنم...!
و هنوز به تومی اندیشم!
به تو می اندیشم غریبه آشنا!
چشمانم هميشه گريانست و تو اشکهايم را پاک مي کني
و نمي داني که مسبب اشکهايم تو هستي..
کاش قلب مهربانت را به من هديه مي کردي...
تا مي ديدي همه هستيم را به پايت ميريزم ...
افسوس که در قلب مهربانت جايي ندارم....
من جدا از تو ميان غصهايم ميميرم ...
ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند
ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم
تا بگویم که ...
من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم
تا بداند غم شبهایم را....
تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را...
قانون دنیا تنهایی من است...
و تنهایی من قانون عشق است...
و عشق ارمغان دلدادگیست...
و این سرنوشت سادگیست...
چون می دانم
.jpg)
نمی نو یسم : چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
حرف نمی زنم : چون می دانم هیچ گاه حرفهایم را نمی فهمی
نگاهت نمی کنم : چون تو حتی نگاهم را نمی بینی
صدایت نمی زنم : زیرا اشک هایم برای تو بی فایده است
می خندم : چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
قدم به قدم
قدم به قدم قلبم , پر از جای پاهای توست
تویی که بر روی قلبم پا گذاشتی
ولی من در خیال خود به جای سنگینی قدم هایت ,
گرمی حضورت را احساس می کنم.
_Goodbyes_make_you_think.jpg)
دلتنگیهایم
چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم
چگونه بگویم دوستت دارم
تا باور کنی همیشه در قلب منی
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم
اولی خداست و دومی تویی
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
با این وجود از ته دل میگویم
دوستت دارم
خورجین احساس
می خواهم فریادهایم را در خورجین احساس بریزم و
با دل شکسته ام بر کلبه عشق بکوبم و با صدای بلند
فریاد بزنم من آمده ام با تمام ناتواناییهایم بر غفلت
گذشته ام اشک بریزم آمده ام ای عشق نازنین غربتم
را دریاب مرا دریاب که بی تو همچون کویر بی آبم
و با تو همچون جوانی در آغوش خاک ای تک چراغ
شبهای تنهایی مرا دریاب و بگذار اندکی در سکوت
عشق اشک بریزم و با خوشه ای از ستاره ها به سویت بیایم
![]()
عشق به توست
![]()
اگه من تاحالا زنده موندم ،فقط عشق به توست .
اگه لذتی از زندگیم می برم ، فقط عشق به توست .
زندگی من فقط به این عشق بستگی داره ، اگه نباشه زندگیم تباهه .
زندگی من فدای اون یه نگاه عاشقانه تو .
اگه یه روز احساس کنم عشقم به تو کم شده ، مطمئن باش دیگه منو نمی بینی .
اگه عشق برات معنی بشه منو بهتر درک میکنی .
جوانه عشق من اونوقت شکوفا میشه که با من باشی .
پس به امید آ