![]()
دلم برات تنگ شده
![]()
11:1 | امیرعلی |
دلتنگم و تنها...
کاش پاره ابري ميشد دلم
و مهرباني مي باريد
و نگاهم را با نگاهش آشتي مي داد
آه که دوستت دارم چه کلام
کاملي ست
و من دلم چقدر تنگ دوست داشتن
است
18:21 | امیرعلی |
بی وفایی رو تو برام معنی کردی....
بهم ثابت کردی تو این دوره وزمونه
هرکی گفت تا اخر باهاتم دورغ میگه ...
هرکی گفت هواتو دارم دروغ میگه ....
خوبه ....حداقل اگه تا قبل ازاین شک داشتم
ولی حالا مطمئنم که این دنیا حتی یه ذره مردونگی توش نیست.
مطمئنم همش شعار بودی ....
نمیدونم چرا من فکر کردم دارم راهمو درست میرم ...
نمیدونم چرا فکرکردم باهام صادقی ....
نمیدونم چرا فکرکردم تو از اونایی نیستی که نیمه راه ولم کنی.
فکرم اشتباه بود ...اشتباه محض ....
کاش منم مثل همه ادمای دورو برم بی وفایی روبلد بودم .
کاش منم همه چیزو زیر پا میذاشتم ....
کاش منم میشدم مثل توانگار نه انگار که چیزی بود
انگار نه انگار که ...امانه .....باید ازت ممنون باشم ...
واسه اینکه شکمو به یقین رسوندی ....
بابت همه چیز ممنون ...حتی وفایی رو که نداشتی
بهم ثابت شد که هیچ کس لیاقت اشکای تو را ندارد و
کــســی کـه چـنین ارزشی رادارد باعث ریختن اشک تو
نمـیشــود
17:26 | امیرعلی |
سلام
درون کوچهً قلبم، چه غمگینانه می پیچد
صدای تو که می گفتی ، به جز تودل نمی بندم
فریبِ وعده هایت را، ندانستم ولی اکنون
به یاد وعده های تو، میان ِ گریه می خندم
برو دیگر که دل از غم رهــا کردم
خدا حافظ که دیگر بر نمی گردم
تو بودی آ سمان من، غمت همسایه قلبم
ولی خورشید چشم تو، به بام دیگری سرزد
قسم برسوز پنهانم، تو را دیگرنمی خواهم
که از باغ دو چشم تو ، پرستوی دلــــم پر زد
برو دیگر که دل از غم رها کــردم
خدا حافظ که دیگر بر نمی گردم
درآن غمگین غروب سرد،تو ازشهرم سفرکردی
نگاهم درافق ها مرد، و من افسوس می خوردم
شیار گونه هایم را، گل اشکم نوازش کرد
و من از تو جدا ماندم ، ولی ای کاش می مردم
برو دیگر که دل از غم رهــا کردم
خدا حافظ که دیگر بر نمی گردم
9:49 | امیرعلی |
در این غروب پر از دلتنگی در حالی که خورشید
آسمان در
پشت کوه ها به خواب میرود و آسمان آبی سرخ و
دلگرفته
میشود ، دلم هوایت را کرده است عزیزم...
در این خلوت عاشقانه ، در حالی که چشمانم از
دلتنگی خیس
خیس است و دستانم محتاج دستان تو هست
و آرزوی
شانه های مهربانت را میکنم ، دلم هوایت را کرده
است عزیزم...
در این سکوت تلخ ، در حالی که حتی صدای
نفسهایم را
نمیشنوم ، و در حالی که آرزوی آغوش
گرمت را دارم ،
دلم هوایت را کرده است عزیزم...
در این لحظه های سرد و نفسگیر ، در این
لحظه هایی
که تنهایی سر به سر قلب پر از درد من میگذارد و
در حالی که
بغض غریبیدر گلویم نشسته است ، دلم هوایت را
کرده است
عزیزم...در این سرزمینی که هرکس یاری دارد و
هرکس یاوری ،در این
ثانیه های کند بی پایان و در حالی که من تنها
در گوشه ای
نشسته ام و سرم را بر روی پاهای خودم
گذاشته ام ، دلم
هوایت را کرده است عزیزم...
در این شب بی ستاره ، در این شبی که مهتاب
به خواب رفته
است و آسمان وجودم تاریک تاریک است ، دلم
هوایت را کرده است عزیزم...
در این دنیای بزرگ و در این سرزمین بی محبت
در حالی که
پاهایم خسته از رفتن است و گونه ام خیس از
اشک ریختن
و پیش خود نام تو را زمزمه میکنم ، و آرزوی
تو را دارم ،
دلم هوایت را کرده است عزیزم...
12:11 | امیرعلی |
دلتنگي!
دلتنگ... بي تاب و باراني.
تو كه نباشي اين حال و هواي گريه امانم
نمي دهد.
دلتنگ مي شوم ... دلتنگي مي كنم ... گريه مي كنم.
و مي خواهم كه بيايي!
چه كنم كه هنوز نتوانسته ام از اين كمتر دوستت
بدارم.
همان گونه كه تو نتوانستي بيشتر دوستم بداري!
تو به دل نگير من همينم.
19:50 | امیرعلی |
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گرفت ایینه ام را غبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودن ها
به روی شانه دل ماند بار دلتنگی
درون هاله ای از اشگ مانده سر گردان
نگاه خسته من در مدار دلتنگی
از ان زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کنار دلتنگی
دگر پرنده احساس من نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
بیا که بگذرد این روزگار دلتنگی

19:44 | امیرعلی |

دلتنگم
برایت دلتنگم
به اندازه تمام ثانیه ها دلتنگم
نفس از سینه ام خارج نمی شود
بیا و این دل تنها را از حصار دلتنگی برهان
بیا و آشک هایم را میهمان باش
بیا و تاریکی شبهایم را روشنی بخش
بیا تا در این زندان غم جان ندهم
بیا....
19:23 | امیرعلی |
چه زيباست براي تو زيستن
و برای تو ماندن و به پای تو سوختن
و چه تلخ و غم انگیز است
دوراز تو بودن برای تو گریستن
و به عشق و دنیای تو نرسیدن
ای کاش میدانستی بدون تو
وبه دور از دستهای مهربانت
زندگی چه ناشکیباست
11:0 | امیرعلی |
چه زیباست کس را دوست داشتن
با او عشق را ساخت
چه زیباست برای کس سرودن
او را بعد از خدا ستودن
او را در قصه ها شاه کردن
او را در دل خویش جا کردن
چه زیباست با عشق زندگی را ساختن
عشق را یافتن و تا ابد با او ماندن
11:4 | امیرعلی |

در حوالی کلبه کوچک عشقمان
هوای دلتنگی تو به مشام می رسد . دلهره ای
با من است
که دلتنگی تو را درونم می جوید
کلمه ای جز عشق نمی یابم برای تسکین
آنچه ازرده
خاطرت کردهم دلتنگیهایت را به من بده
امشب می خواهم با یاد تو در کنار همه ی این
دلتنگی ها این لحظه ها را سر کنم ....
که آنچه ما را از عشق لبریز می کند همین
بهانه های ساده دلتنگی است
که بار آن را در کنار هم به دوش می کشیم
دلم را آنگونه برایت ساخته ام که تا آخر عمر پناهگاه
خستگی دستانت باشد
و حرفهای نا گفته چشمانت بزرگترین
دلتنگی های قلبم
شود و باید صبوری کرد تا این لحظه های انتظار
و دلتنگیبه پایانرسد تا من ...................
19:15 | امیرعلی |

ماه من،غصه نخور زندگي جذر و مد داره 
دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره 
ماه من،غصه نخور همه که دشمن نميشن 
همه که ، پُر ترک مثل تو و من نميشن 
ماه من،غصه نخور مثل ماهام فراوونه 
خيلي کم پيدا ميشه کسي رو حرفش بمونه 
ماه من،غصه نخور گريه پناه آدماست 
تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماست 
11:3 | امیرعلی |
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا .........

10:23 | امیرعلی |

انتظار :
واژه ی غریبی است !!!
واژه ای که روزها و شایدم ماه هاست که با آن خو گرفتم
که چه است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو ، نمی دانم ؟
شاید که روزی بخوانند بر تو ، عشق مرا ...
نمی دانم روزی خواهی آمد ، نمی دانم ...
گریان نمی مانم ، خندانم
برای ورودت ای عشق
وقتی به یادت می افتم ، به یاد خاطراتت
نامه هایت را مرور می کنم یک بار ... نه ... بلکه صدها بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند ...
تنها می گوییم ، همیشه تو در قلب منی
می دانم که باز خواهی گشت ... می دانم
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی
به یاد او و تقدیم به او
به او بگوییــــــــــــــــــــــــــــد ...
10:18 | امیرعلی |
می خواهم قلبم را از سینه ام خارج سازم
قلبی که پر از اندوه و خستگیست
اما چه کنم که این قلب سرآغاز یک دل دادگیست

10:11 | امیرعلی |
.jpg)
نمی نو یسم : چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
حرف نمی زنم : چون می دانم هیچ گاه حرفهایم را نمی فهمی
نگاهت نمی کنم : چون تو حتی نگاهم را نمی بینی
صدایت نمی زنم : زیرا اشک هایم برای تو بی فایده است
می خندم : چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
11:8 | امیرعلی |
قدم به قدم قلبم , پر از جای پاهای توست
تویی که بر روی قلبم پا گذاشتی
ولی من در خیال خود به جای سنگینی قدم هایت ,
گرمی حضورت را احساس می کنم.
_Goodbyes_make_you_think.jpg)
11:3 | امیرعلی |
چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم
چگونه بگویم دوستت دارم
تا باور کنی همیشه در قلب منی
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم
اولی خداست و دومی تویی
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
با این وجود از ته دل میگویم
دوستت دارم
11:0 | امیرعلی |
می خواهم فریادهایم را در خورجین احساس بریزم و
با دل شکسته ام بر کلبه عشق بکوبم و با صدای بلند
فریاد بزنم من آمده ام با تمام ناتواناییهایم بر غفلت
گذشته ام اشک بریزم آمده ام ای عشق نازنین غربتم
را دریاب مرا دریاب که بی تو همچون کویر بی آبم
و با تو همچون جوانی در آغوش خاک ای تک چراغ
شبهای تنهایی مرا دریاب و بگذار اندکی در سکوت
عشق اشک بریزم و با خوشه ای از ستاره ها به سویت بیایم
![]()
10:57 | امیرعلی |
![]()
اگه من تاحالا زنده موندم ،فقط عشق به توست .
اگه لذتی از زندگیم می برم ، فقط عشق به توست .
زندگی من فقط به این عشق بستگی داره ، اگه نباشه
زندگیم تباهه .
زندگی من فدای اون یه نگاه عاشقانه تو .
اگه یه روز احساس کنم عشقم به تو کم شده ، مطمئن باش
دیگه منو نمی بینی .
اگه عشق برات معنی بشه منو بهتر درک میکنی .
جوانه عشق من اونوقت شکوفا میشه که با من باشی .
پس به امید آن روز عاشقانه که با هم باشیم
10:54 | امیرعلی |
دوست داشتن اغاز راه است
وپایان این راه معلوم نیست
ولی من دوست دارم دوست
داشته باشم
و به ابتدای راه می اندیشم
چون شاید به پایان نرسم
![]()
10:46 | امیرعلی |
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
10:30 | امیرعلی |

هنوز در جاده ی انتظار نشسته و
چشمانم را به اسمان بیکران دوخته ام
هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان میکنم
باز در انتظارم که بیایی
بیا تا بیش از این نگاهم غریب نماند
10:23 | امیرعلی |

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند
آرزویم این است که یک روز فقط یک روز
توبرای من باشی
و بتوانم دست های گرمت را در دستانم بگیرم
تا شاید یخ دستان سرد و کبودم شکسته شود
بتوانم سرم را روی شانه هایت بگذارم
و هر لحظه بر آنها بوسه بزنم
ای کاش
اشکهایم با دست های مهربان تو پاک می شد
باور کن
قلبی که غرورش شکسته در انتظار توست
در مقابل تو غرور معنا ندارد
باور کن که دو چشم بی تاب من
که هر لحظه انتظار طلوع نگاه تو را می کشند
و بدان که دست هایم فقط
به دنبال گرمی دست های تو می گردند
سراپای وجود تو همه خوبیست
و همین است که مرا آزار می دهد
تو خوبی اما من تو را ندارم
بیا و با نگاه چشمان زیبایت زندگی را به من برگردان
برگرد مگذار دوباره تنها شدن را تجربه کنم...
9:45 | امیرعلی |
دل من تنگه واسه نگاه دوباره تو
دل من مي خونه اردل تنگ تو
دل تنگم ، دوباره عاشقونه ميخونم ومي نويسم
دل تنگم ، دوباره چشم به راه تونشستم
دل تنگم ، خسته شدم ازاين دنيا
دل تنگم ، ديگه تاقت ندارم بمونم تنها
وقتي كه تنهام دلم پرازغم مي شه
يه گوشه مي شينه توگلوش بغزپرمي شه
بي حالم ازاين دنياي پرازغم
آخه ديگه نيست كسي دور و ورم
مي خوام بنويسم ازدل خودم
شعربگم ازتنهايي دل خودم

9:39 | امیرعلی |
خوش به حال آسمون هر وقت دلش بگیره
بی بهونه می باره
به کسی توجه نمی کنه...از کسی خجالت
نمی کشه...
می باره و می باره و ...اینقدر می باره
که آبی شه...
آفتابی شه...!!!کاش...کاش...می شد مثل
آسمون بود...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر به باری تا
بلاخره آفتابی شی

11:31 | امیرعلی |
![]()
هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
11:13 | امیرعلی |

آدما ازآدما زود سیر می شن
ادما ازعشق هم دلگیر می شن
ادما رو عشقشون پامی زارن
ادما ادمو تنها می زارن
منو دیگه نمی خوای خوب می دونم
تو کتاب دلت اینو می خونم
یادته اوون عشق رسوا یادته
اوون همه دیوونگی ها یادته
تو می گفتی که گناه مقدسه
اول و اخر هر عشق هوسه
ادما اخ ادما ی روزگار
چی میمونه ازشما ها یادگار
ديگه ازبگو مگو خسته شدم
من ازاوون قلب دو رو خسته شدم
نمي خواي بموني توي اين خونه
چشم دنبال چشماي اوونه
همه حرفاي تو يك بهونست
اوون جهنمي كه مي گن اين خونست
11:11 | امیرعلی |

چه زیباست بخاطر تو زیستن
وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛
وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛
و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،
مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،
زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،
وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛
برای تو می تپد
10:38 | امیرعلی |
در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد،
در عرض يك ساعت ميشه كسي رو دوست داشت و
در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر
طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد
10:22 | امیرعلی |